اگر تنهاترین تنها شوم باز هم خدا هست
میان ماندن و نماندن فاصله تنها یک حرف ساده بود از قول من به باران بی امان بگو : دل اگر دل باشد ، آب از آسیاب علاقه اش نمی افتد
سلاممممممممممممم دوستای خوبم منم اومدم تو جمع لوکس بلاگیا تازه امروز وبلاگ زدم منتظر نظرات شما دوستای گلم هستم
اگه این معلم های دبستان.. میدونستن یه روزی قراره.. فقط تایپ کنیم.. اینقدر سعی نمیکردن خطمون خوب شه . . . وقتی ناراحتین از ۱ تا ۱۰ بشمرین. اگه آروم نشدین تا ۲۰ ادامه بدین نشد تا ۳۰ و همینجور ادامه بدین تا بشین. من الان به ۲۱۶۶۶۵۰۰۰۹۶۸۷۱۱۲۰۰۱۲ رسیدم . . . تیمای لیگ برتر رو می بینی،شک می کنی جدول لیگ برتره یا جدول مندلیفه آلومینیوم فولاد مس ذوب آهن نفت . . . نمیدونم چه رمزیه لامصب بعضیا میگن “عزیزم” انگار فحش دادن ولی بعضیام هستن به آدم میگن “زهر مار” انگار دنیا رو به آدم دادن… . . . بعضیا هستن …آی کیو در حد پت و مت، شانس در حد کاراگاه گجت .. قبول دارین ؟ . . . زن موجــــــــود پیچـــــــیده ای نیست… ! اگـــــر برای شناختنش ، بجای غـریزه ،از احســاست اسـتفاده کنـی …!! . . . یعنی ما اگه توی یه خونه با ۱۰ تا اتاق هم باشیم، این ۴ تا اعضای خونواده ی ما یه طوری خودشون رو توی خونه پخش میکنن که ، توی هیچ نقطه ای از خونه نمیشه تنها باشی !! یعنی بارسلونا هم این طوری از فضاهای خالی زمین استفاده نمی کنه !! . . . چه قانونیه که هرچی پسر خوشگله گیر دختر زشت میفته! هر چی هم دختر خوشگله گیره پسر زشت ؟! من نگران خودمم احتمالاً اگه این قانون درست کار کنه گودزیلا گیرم میاد ! . . . اعتراف می کنم بچه که بودم و تازه مسواک زدن رو یاد گرفته بودم، موقع مسواک زدن به جای اینکه مسواک رو تکون بدم، سرم رو با شدت در جهات مختلف تکون می دادم و مسواک رو همینطور ثابت نگه می داشتم. اعتراف می کنم تا یه ربع بعد مسواک زدن سرم گیج می رفت! . . . ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻳﻌﻨﻲ : ﺩﻩ ﺗﺎ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺑﻴﺎﺩﺳﺮﺍﻏﺖ ! ﺍﻣﺎ …. ﺗَﻪِ ﺩﻟﺖ ﺑﮕﯽ : ﺍﻭﻥ … ﺍﻭﻥ … ﺍﻭﻥ .. مغزت بگه کوفت اون مرض اون ! . . . داشتم ماشین رو دنده عقب میآوردم تو حیاط مامانم اومده فرمون میده…. بیا…. بیا…. بیا…. بیا …. نیا !! لوله آب شیکست ! . . . انواع جواب دادن اس ام اس بعضیاااا ۱ . یه عده هستن زیر یه دقیقه جواب میدن تپل درست حسابی…!! آدم حس میکنه رو در رو باش وایساده قشنگ باش داره حرف میزنه…!!! ۲ . یه عده دیر جواب میدن اما کامل و خوب…!! آدم حس تبادل نامه بش دست میده…!! ۳ . یه عده هرچی براشون میفرستی یکی دو کلمه جواب میدن…مخصوصا اوکی…!! حس حرف زدن با کر و لال به آدم دست میده…!! ۴ . یه عده دیگه که کلا اصن جواب نمیدن هر چی بگی…!! حس نشستن سر قبر مرده و فاتحه خوندن به آدم دست میده….. . . . داریم آبگوشت میخوریم, گوش کوبُ گرفتم دستم تیریپ خاطره های کودکی….به بچه خواهرم میگم : دایی جون این گوش کوب سنش از منم بیشتره …. مادرم از اون ور میگه : فایدشم همین طور. من . . . دیشب یه پشه رو تو هوا گرفتم، تا اومدم تو مشتم لهش کنم دیدم دستم خیس شد، فک کردم خونه، دستمو وا کردم دیدم داره گریه میکنه، گفتم چته؟! خودتو زدی به موش مردگی؟ یهو بغضش ترکید و گفت: ای بابا! گوشت که خیلی وقته نمیخورید مرغ هم که شده کیلوئی ۸۰۰۰ تومن، اونم دیگه کسی نمیخوره خوناتون مزه ترب سفید میده… ما خودمون میخوریم ولی بچه هامون یه هفتهاس لب به خون نزدن … دیگه بغض امونش نداد مـُرد ! . . . این آدمایی که سه صفحه بهشون اس ام اس میدی بعد مثل معلولا فقط یه کلمه تایپ میکنن OK باید بگیری اون دکمه های کیبورد موبایلشونو با بیل داغون کنی ازش فقط یه o بمونه با یه k تا حالشون جا بیاد!!! . . . دلم میخواد کوله امو ببندم، مستقیم برم گردنه حیران بعد بشینم یه گوشه، ک.له امو بذارم بغلم، بگم سلام آقای گردنه، شما حیرانید؟ بگه بلی بگم منم همینطور، خوشبختم . . . بهونه برای گریه زیاد هست ! اما امان از گریه های بی بهونه . . . ! . . . روایت هست که توماس ادیسون تا ۱۲ سالگی خِنگ بوده اما مادرش همیشه بهش می گفته که روزی تو مرد بزرگی میشی و همینطور هم شد!!! اما ما از بچگی اگه اّنیشتین هم باشیم از بس پدرو مادرمون میگن “تو هیچ پُخی نمیشی” آخرش با کلی ترفیعِ درجه میشیم همون پُـــــــخ ! . . . اگر مردی توقع دارد که همسرش در زندگی یک فرشته باشد، اول باید برای او یک بهشت فراهم کند…! . . . ماهایی که دیگه نه از اومدن کسی ذوق زده میشیم نه کسی از کنارمون بره حوصله داریم نازشو بخریم که برگرده.. ماها آدمای بی احساسی نیستیم ماها بی معرفت و نا مردم نیستیم یه زمانی یه کسایی وارد زندگیمون شدن که یه سری بــــاورامون و از بین بـــردن!! . . . دقت کردین اگه اسمت میرزا پشمک الدین گل کلمیان هم باشه وقتی میخوای ایمیل درست کنی میگه قبلا با این اسم ساخته شده؟ . . . دیگر به دنبال ِ همراه ِ “اوّل” نیستم ! این روزها اول ِ راه ، همه همراهند…. این روزها ، باید به دنبال ِ همراه ِ “آخر” گشت … . . . مشکل ما اینِ که وقتی با کسی تموم میکنیم … خیلی بیشتر دربارش فکر میکنیم تا وقتی که باهاش بودیم … !!! . . . حاصلضرب توان در ادعا مقداری ثابت است ، هرچه توان انسان کمتر باشد ادعای او بیشتر است و هرچه توان انسان بیشتر شود ادعایش کمتر میگردد . . . طرف نوشته بود که من یه گوگل واسه مغزم لازم دارم یه آنتی ویروس هم واسه دلم یکی کامنت گذاشته بود: پس یه فتوشاپ هم واسه قیافت بذار! . . . باید به بعضیا گفت: گاز نگیر عزیزم !! من فقط میخوام بهت محبت کنم، همین !… . . . مامان من موقعی که خاله هام مهمون ما هستن : پاشو دختر..زشته الان مهمونا میان آبروم می ره مامان من موقعی که عمه و بچه هاش مهمون ما هستن : پاشو بچه الان یه گله آدم می ریزه اینجا ! . . . کسی که نشسته است همیشه خسته نیست … شاید جایی برای رفتن نداشته باشد …! . . . یک افسانه قدیمی هست که میگه : زن رو به فرشته رحمت کرد و گفت: چرا باید دیه ما نصف مردها باشد؟ فرشته رحمت مهربانانه فرمود: اگر تو را بکشند به شوهرت هشت میلیون می رسد ولی اگر او را بکشند تو صاحب شانزده میلیون می شوی !!! زن خوشحال شد وخندید و گفت: خدایا حکمتت را شکر…! . . . ما واسه صداهای کاملا مشابه، حروف مختلف داریم واسه این صدا ۲ تا حرف داریم: ت، ط واسه این ۲ تا: ء، ع واغئن چتوری شد که ماحا طونصطیم دیکطه یاد بگیریم! به افتخار همه دختر ایرونیا نحوه ای که روزتان را آغاز می کنید می تواند روی کل آن روز تاثیر بگذارد... هر روز را با یک لبخند، آرامش خیال، خونسردی و قلبی سرشار از قدردانی از خدا آغاز کنید. زندگی یعنی اعتماد کردن به احساسات، استفاده از فرصت ها، درس گرفتن از گذشته و درک اینکه همه چیز تغییر خواهد کرد. بیاموزید به همگان احترام بگذارید چون هر کسی درحال مبارزه با کارزار زندگیش است. همه ما مشکلات، گرفتاریها و دغدغه های خود را داریم. اما در ورای آن کشمکشها، ناگفته های بسیاری پنهان است، هم برای من، هم برای شما، هم دیگران. سه تا زن توی تصادفی کشته شدن و سه تاشون رفتن بهشت!
برو ای عشق میازارم بیش
از تو بیزارم و از کرده خویش
من کجا این همه رسوایی ها
دل دیوانه و شیدایی ها
من کجا این همه اندوه کجا
غم سنگین چنان کوه کجا
من پرستوی بهاران بودم
عالمی روح و دل و جان بودم
تا تو ای عشق به دل جا کردی
سینه را خانه غم ها کردی
سوختی بال و پرو جانم را
ارزوهای فراوانم را
دل من خانه رسوایی نیست
غم من نیز تماشایی نیست
کودک مکتب تو جانم سوخت
اتشی بود که ایمانم سوخت
عشق من گرم دل و جانش کرد
شعر من رخنه به ایمانش کرد
چشمم اموخت به او مستی را
پا نهادن به سر هستی را
بافت با تار امیدم پودش
برد از یادو نبودو بودش
بوته خشک بیابانی بود
غافل از عالم انسانی بود
اشک شب گشتم و ابش دادم
سنبلش کردم و تابش دادم
انچه در جان دلم بود صفا
ریختم در دل و جانش به وفا
رشته مهر به پایش بستم
تا بگیرد ز محبت دستم
تا بتی ساختم از روی نیاز
شد مرا مایه امید دراز
رنگ اندوه به چشمانش بود
در محبت گرواش جانش بود
روز او بی رخ من روز نبود
به شبش شمع شب افروز نبود
قصه میگفت زبیماری دل
ز غم هجرو گرفتاری دل
زانکه شب تا به سحر بیداراست
ز پریشانی دل بیمار است
باورم شد که گرفتار دل است
بس که میگفت که بیمار دل است
عشق رویایی او خامم کرد
شور دیوا نگی اش رامم کرد
پای تا سر همه امید شدم
شعله ور گشتم و خورشید شدم
نرگس فتنه گرش دامم شد
عشق او منبع الهامم شد
پر از او بودم و جادو بودم
یا نمی دانم خود او بودم
نقش او بود همه اشعارم
خنده هایم نگهم گفتارم
خوب چون دید گرفتار دلم
افتی شد پی ازار دلم !!!
قصه عشق فراموشش شد
کر زگفتار دلم گوشش شد
عهدو پیمان همه از یاد ببرد
دفتر عشق مرا باد ببرد
رنگ اندوه زچشمانش رفت
لطف و پاکی زدل و جانش رفت
شد سراپا همه تزویر و ریا
مرد در سینه او مهر و وفا
دگر او مایه امیدم نیست
ارزوی دل نومیدم نیست
اه ای عشق زتو بیزارم
تا ابد از غم دل بیمارم
برو ای عشق میازارم بیش
از تو بیزارم و از کرده خویش
)
)
واسه این ۲ تا: هـ، ح
واسه این ۲ تا: ق، غ
واسه این ۳ تا: ث، س، ص
و واسه این ۴ تا: ز، ذ، ض، ظ
این یعنی:
«شیشه» رو نمیشه غلط نوشت
«دوغ» رو میشه ۱ جور غلط نوشت
«غلط» رو میشه ۳ جور غلط نوشت
«دست» رو میشه ۵ جور غلط نوشت
«اینترنت» رو میشه ۷ جور غلط نوشت
«سزاوار» رو میشه ۱۱ جور غلط نوشت
«زلزله» رو میشه ۱۵ جور غلط نوشت
«ستیز» رو میشه ۲۳ جور غلط نوشت
«احتذار» رو میشه ۳۱ جور غلط نوشت
«استحقاق» رو میشه ۹۵ جور غلط نوشت
و «اهتزاز» رو میشه ۱۲۷ جور غلط نوشت!
دمِ درِ بهشت مامور نگهبان گفت:
شما آزادید هر کاری بکنید ، تنها قانون اینجا اینه که : روی اردک ها پا نذارین!
زنها قبول کردن و رفتن توی بهشت.
خیلی زیبا و سرسبز بود ولی همه جا پر از اردک بود!
همونجا اولین زن پاش رفت روی یه اردک و اردک له شد...
مامور نگهبان همون لحظه همراه با یه مرد خیلی بدقیافه اومد و گفت :
تو قانون رو نقض کردی و برای تنبیهت باید تا
ابد با این مرد بمونی ...
فردا اون روز ، زن دوم پاش رفت روی اردک و مامور نگهبان سریع اومد و همراهش یه مرد زشت دیگه بود و گفت :
توام قانون رو نقض کردی و باید تا ابد با این مرد بمونی برای تنبیه ...
زن سوم که اینا رو دیده بود خیلی ترسید و حواسشو جمع کرد که پاشو روی اردک ها نذاره!
چند ماه همینجوری گذشت که یه روز نگهبان با یه مرد فوق العاده خوش تیپ و زیبا اومد!نگهبان رو به زن کرد و گفت : شما باید تا ابد پیش همدیگه بمونید ...
زن که توی عمرش همچین مردی ندیده بود با ذوق از مرده پرسید :
واااای من نمیدونم چیکار کردم که پاداشم تو هستی ..!
مرده گفت : منم چیزی نمیدونم ! فقط میدونم که یه اردک رو له کردم ..!
Power By:
LoxBlog.Com |